وصیت نامه شهید مراد كريمي
وصیت نامه شهید مراد کریمی
شرح
بسم الله الرحمن الرحيم و بسم الله القاسم الجبارين.

فرزند حسنقلى كريمى. سپيدان (اردكان).

«فَإِذَا لَقِيتُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا فَضَرْبَ الرِّقَابِ حَتَّى إِذَا أَثْخَنْتُمُوهُمْ فَشُدُّوا الْوَثَاقَ فَإِمَّا مَنًّا بَعْدُ وَإِمَّا فِدَاءً حَتَّى تَضَعَ الْحَرْبُ أَوْزَارَهَا ذَلِكَ وَلَوْ يَشَاءُ اللَّهُ لَانْتَصَرَ مِنْهُمْ وَلَكِنْ لِيَبْلُوَ بَعْضَكُمْ بِبَعْضٍ وَالَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَلَنْ يُضِلَّ أَعْمَالَهُمْ»(سوره محمد(ص) آيه 4)

«اى مومنان چون با كافران روبرو شويد، آن ها را گردن زنيد تا از خون ريزى زياد دشمن را از پاى درآوريد و اسيران جنگ را محكم به بند كشيد. اين جنگ كفر و ايمان است و براى امتحان خلق به يكديگر و آنان كه در راه خدا كشته شدند خدا هرگز رنج و اعمال شان را ضايع نگرداند.»

با درود و سلام فراوان بر مهدى موعود امام زمان(عج) و با درود بر امام امت و با سلامى گرم و خالصانه بر رزمندگان عزيز اسلام و با سلام خدمت شما امت مسلمان. بنده خيلى انتظار كشيدم تا اين روز فرا رسيد چرا كه قبلا هم دو سه بار خواستم به جبهه بروم ولى با مخالفت هايى كه شد متأسفانه توفيق نيافتم. تا اين كه بحمدلله با يارى خداوند منان ترتيبى داده شد كه بنده بتوانم در جبهه هاى نور عليه ظلمت شركت كنم. آه چقدر خون دل خوردم تا اين روز فرا رسيد خدايا تو را شكر و سپاس بى پايان الحمدلله. خدايا تو را شكر كه به من توفيق دادى تا گوشه اى از سفره نعمتت را كه براى ما گسترده اى بگيرم تا از بذل و كرم شما بهره مند شوم. خدايا شكر. با استناد به آيه فوق امروز روز امتحان ماست و بايد هوشيار باشيم تا از اين امتحان الهى سربلند بيرون آئيم. اكنون دو راه وجود دارد يا حسين وار رفتن و مانند او سر و جان باختن و شهيد شدن و يا زينب وار ماندن و رسالت سنگين خون حسين را بر دوش گرفتن و گر نه يزيدى بودن و در خط يزيد جا زدن. پس واقعا بايد حواس ما جمع باشد كه جزء يكى از دو گروه اول باشيم تا مورد لطف و رحمت خدا قرار گيريم. اى حسين اگر ديروز نبوديم كه به نداى مظلومانه «هل من ناصر ينصرنى» تو لبيك گوييم امروز به نداى فرزندت حسين زمان (خمينى كبير) لبيك گفته و در كربلاهاى غرب و جنوب ايران مشغول نبرد با كفار بعثى هستيم و انشاءالله در آينده اى نه چندان دور در كربلاى فلسطين و ديگر كشورهاى اسلامى تحت ستم شركت خواهيم كرد و اين آرزوى ديرينه همه ملت مسلمان است. اى حسين آرزوى من اين است كه در قيامت بدن من هم مانند بدن تو پاره پاره باشد. خدايا تو را به سر بريده حسين قسم مى دهم كه مرگ در رختخواب را نصيب من مگردان. خدايا دلم مى خواهد كه فقط در راه خودت كشته شوم. آرزوى ما اين است كه دهان صدام و صداميان را از سرب گداخته از آتش خشم امت مظلوم ايران پركرده و بعد به سراغ حاميان صدام و به سراغ آمريكاى جهان خوار برويم. آرزوى ما آزادى كربلا و قدس عزيز و خواندن نماز وحدت به امامت خمينى عزيز در كربلاى حسين است. تقاضاى من از پدر و مادرم اين است كه اگر من سعادت شهادت پيدا كردم براى من گريه و زارى نكنند و دست به دعا بردارند و بگويند خدايا اين قربانى ناقابل را از ما بپذير. اگر مى خواهيد كه من با وجدانى آسوده به ديدار خدا بروم از مرگ من غمگين و ملول نباشيد و هميشه شاد باشيد. از برادرانم مى خواهم كه از قرآن هيچ وقت غافل نباشند و از آن ها مى خواهم اگر چه من نتوانستم فرزند خوبى براى پدر و مادرم باشم و نتوانستم قدم مثبتى براى آن ها بردارم حتى الامكان آن ها در رفاه پدر و مادرم بكوشند. از خواهرانم مى خواهم كه بيشتر با قرآن و مسائل اسلامى آشنا شوند. بحمدلله ملت ما آگاهند ولى بايد آگاه تر باشند و براى رياست كار نكنند و به فكر آخرت خودشان باشند و حتى المقدور از تفرقه و نفاق دورى كنند و بيشتر در نماز جماعات شركت كنند. از قوم و خويشان و ساير برادران و خواهران گرامى مى خواهم كه اگر بدى از بنده حقير ديده اند براى رضاى خداوند هم كه شده مرا عفو كنند و ببخشند. در پايان ضمن آرزوى ظهور امام زمان و طول عمر براى امام امت و پيروزى رزمندگان اسلام و شفاى معلولين و آزادى اسراء و آرزوى صبر براى خانواده.