زندگی نامه شهید عبدالحسین سلیمان زاده

بسمه تعالي

شهيد عبدالحسين سليمانزاده در سال 1339 در خانواده اي مذهبي و کشاروز در روستاي دستجه فسا ديده به جهان گشود. تحصيلات ابتدائي خود را در سال 1345 با ورود به دبستان محمدي آغاز کرد. در فاصله سال هاي 45-39 که دوران کودکيش را سپري مي کرد، زمان آبستن وقايع گوناگوني بود وقايع سرنوشت چون قيام 15 خرداد 1342 و قتل و کشتار هزاران پير و جوان پيرو خط امام و وفادار به اسلام راستي و تبعيد امام خميني در سال 1343، در اين زماني اتفاق افتاد و اينها همه مقدمه اي بودند که روح حساس و قلب بيدار او را در همان اوان کودکي به سوي حقيقت اسلام سوق دهند. دوران ابتدائي را با تلاش و موفقيت به پايان رسانيد و در سال 1350 تحصيلات راهنمائي خود را با ورود به مدرسه راهنمائي دکتر هوشيار 12 فروردين کنوني آغاز کرد و در سال 1354 وارد هنرستان صنعتي شد. در سال 1358 ديپلم برق را از اين هنرستان اخذ کرد. سال 1357 سالي است که انقلاب اسلامي به رهبري امام خميني )قدس سره( و خون پاک هزاران شهيد مظلوم به ثمر نشست و آن روح پاک لحظه اي براي تبليغ و ارشاد و نشر مباني انقلاب و روشنگري فکار مردم آرام نداشت در مسجد و مدرسه و شهر و روستا شعله اي بود که قلبهاي مجروح وخسته را گرما مي بخشيد و مرهمي بود که قلب هاي شکسته را التيام مي داد. لحظه لحظه زندگي اين مرد بزرگ بر رشادت ها و فداکاري هاي او گواهي مي دهند. او که بعد از خدا جز روح انسان هاي شريف متاثرش نساخت در حين تحصيلات متوسطه در تعطيلات بمنظور فراگيري دروس حوزوي راهي حوزه علميه حقاني قم شد که در آن زمان سرپرستي مدرسه را شهيد آيت اله قدوسي به عهده داشتند. در کنکور سال 1358 شرکت کرده و در انستيتو تکنولوژي زاهدان قبول شد، که نرفت و به خدمت مقدس سربازي شتافت. از جمله فعاليت هايش در آن دوران ايراد سخنراني هائي در باب مسائل مذهبي و سياسي و ضبط و پخش آنها و نشر قرآن در بين سربازان و افسران بود. در حين سربازي با قبولي در انستيتو تکنولوژي بروجرد راهي آن ديار گشت. او که هميشه چون شغلي فروزان فرا راه جوانان انقلابي بود در آنجا نيز از هيچ تلاشي در ارائه خدمات انقلابي به دانشجويان دريغ نورزيد و به ترويج افکار ضد کمونيستي و مبارزه با فدائيان خلق و آماده سازي ذهن دانشجويان براي پذيرش هر چه بيشتر احکام الهي پرداخت. در اين زمان براي مدتي مراکز آموزش عالي تعطيل شد که به زادگاهش بازگشت و به عنوان مربي امور پرورشي در خدمت آموزش و پرورش در آمد. در اين اثنا با حمله رژيم بعثي عراق به خاک ايران همراه جهاد سازندگي به اهواز عزيمت کرد بعد به مدت دو ماه به صف رزمندگان اسلام در جبهه آبادان پيوست و با شرکت در عمليات هاي طريق القدس بستان و فتح المبين بار ديگر پاي بندي خود را به اسلام ثابت کرد. او که عاشق معبودش بود و زندگي جاودانه را در وصال به آن ذات حقيقي جستجو مي کرد .براي آخرين بار در عمليات مقدماتي والفجر يک شرکت جست و در 5 آذرماه سال 1361 با سمت فرمانده گردان 972 همراه با جمعي از ياران مخلص خدا به آرزوي ديرينه اش که همانا شهادت در راه خدا بود دست يافت و با شهادت خود و خون پاکش نهال اسلام را آبياري کرد و آزادگي را تداوم بخشيد. شهيد بزرگوار در طول عمر کوتاه اما پر برکتش به علت انسي که با قرآن و نهج البلاغه و کتابهاي ادعيه داشت به تاليف مطالبي پرداخت از جمله روانشناسي کودک در قرآن ، جايگاه جوانان در قرآن و ... .