زندگی نامه شهید مسعود آخوندي

« مسعود » در ماه مبارك رمضان به دنيا آمد. مادرش قبل از تولد وي در خواب ديد كه خداوند به او گلي عطا كرده و او بايد از اين گل مراقبت كند. به همين دليل تا وقتي زنده بود، از او چون مرواريدي در صدف نگهداري كرد و نگذاشت اندوهي بر قلب كوچكش جاي گيرد. مسعود دوران ابتدايي خود را در دبستان تبريزي گذرانيد. سپس با موفقيت دوران راهنمايي و دبيرستان را به پايان رسانيد. او از بچگي علاقه زيادي به نماز و عبادت داشت و از همان كودكي سخاوتمند و مهربان بود. لبخند اين خصوصيت متقين هميشه در سيمايش مشهود بود.

ادب و وقارش تحسين برانگيز بود. دريايي از محبت و عشق به جلوه هاي خداوندي در قلبش نقش بسته بود. ايمان قلبي به مبدأ عشق و كائنات به او آرامش و اطمينان قلب مي داد. سال اول دبيرستان او مصادف با پيروزي انقلاب در ايران بود. در بسياري از راهپيمايي ها شركت مي كرد و با فرياد بلند نفرت خود را از استكبار نشان مي داد. او در مبارزه با گروهك هاي ملحد و ضد انقلاب نقشي فعال داشت. با شروع جنگ تحميلي با عشق و علاقه اي وافر راهي جبهه شد و در سال 1361 در جبهه شلمچه مجروح گشت. در سال 61 موفق به اخذ ديپلم گرديد و با سعي و تلاش بسيار در رشته مهندسي مكانيك دانشگاه صنعتي اصفهان پذيرفته شد. فكر شركت در جنگ به عنوان وظيفة اصلي او را مدتي از درس دور ساخت. به گونه اي كه هر موقع احساس نياز مي كرد يا حمله اي در پيش بود به ياري همرزمانش مي شتافت. او در عمليات فتح المبين، بيت المقدس، رمضان، والفجر مقدماتي، والفجر يك، والفجر 2، والفجر 4، خيبر، بدر، والفجر8، كربلاي چهار و كربلاي پنج شركت نمود و سرانجام در حالي كه فرماندهي گردان را به عهده داشت در عمليات غرورآفرين كربلاي پنج در تاريخ 65/10/24 در شلمچه به شهادت رسيد.